عصر ایران- در صبح یک روز شنبه زمستانی گروهی کوچک از داوطلبان در محل ورودی «سیتی هال پارک» نیویورک گردهم آمدند.
به گزارش عصر ایران (asriran.com) این گروه متشکل از چهار مرد و یک زن روسری پوش ، واسطه برقراری ارتباط تلفنی بین شهروندان عادی آمریکا و ایران بودند.
این افراد در محل ورودی پارک یک میز تاشو و چهار دستگاه تلفن قرمز رنگ نصب کردند که بر روی آنها از یک تا 4 شماره گذاری شده بود.
از سوی دیگر یک پارچه که بر روی آن نوشته شده بود: "آمریکا و ایران: اکنون زمان گفت و گوست!" و نیز پارچه ای دیگر با عبارت "خطوط مستقیم به ایران" در جلوی میز نصب شد.

گروه ضد جنگ Enough Fear قصد داشت به این وسیله بین شهروندان عادی نیویورک و همتایان ایرانی آنها ارتباط تلفنی برقرار کند.
شهروندان ایرانی در آن سوی خط افرادی بودند که پیشتر توسط وب سایت گروه Enough Fear انتخاب شده و قرار بود در خانه خود در ایران منتظر تماس بمانند.
گروه مترجم ایرانی – شامل چهار مرد و یک زن روسری پوش – از روی لیستی که در اختیار داشتند شروع به گرفتن شماره کردند.
علی یک دانشجوی ایرانی در آمریکا ابتدا به "آزاد" در تهران زنگ زد و منتظر تماس ماند: "الو؟ سلام.... من علی هستم، مترجم"
وی به شوخی ادامه داد: "شما روز عاشورا در خانه چه کار می کنید؟"
در زمانی که علی مشغول گفت و گو با آزاد بود سایر داوطلبان برگه هایی که بر روی آنها تعدادی سوال کمکی درج شده بود را تحویل شهروندان نیویورک می دادند. سئوالاتی از قبیل: "سرگرمی شما چیست؟"، "چند سالتان است؟"، "اوضاع هوا این موقع سال در ایران چگونه است؟"
یک زن مسن آمریکایی اولین فردی که بود که گوشی تلفن را برداشت: "هلو! آزاد (سلام آزاد)."
وی در حالی که خود را کارولین معرفی کرد خطاب به آزاد گفت: "انگلیسی شما خارق العاده است!"
کارولین ادامه داد: "من یک مادربزرگ 67 ساله هستم که عاشق صلح است!"
این زن آمریکایی سپس در پاسخ به سئوالی درباره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت: "شما (آزاد) از من می خواهید که به چه کسی رای بدهم؟"
آزاد جواب داد: "ما از باراک اوبا حمایت می کنیم. خوبه؟"
"پتی" یک زن میان سال که همراه شوهرش به شمال نیویورک سفر کرده یک تلفن دیگر را برداشت و خطاب به فرد آن سوی خط گفت: "آیا شما نسبت به دشمنی میان کشورهایمان نگران هستید. من یک مدتی خیلی نگران بودم."
یک دختر جوان نیز تلفن شماره 4 را برداشته و می گوید: "اسم من داناست و در ایران متولد شده ام. می توانم فارسی صحبت می کنم اما شما صحبت های من را نخواهید فهمید که الان این خیلی هولناک است."
مانوئل نیز در حالی که یک کیسه خرید بزرگ همراه دارد خط شماره 3 را برمی دارد و خطاب به مردی با نام محسن می پرسد: "شما درباره بوش چه فکر می کنید؟"
وی بدون آنکه منتظر جواب بماند می گوید: " او (بوش) یک فرد احمق است و همه جهان اینگونه فکر می کند!"
یک مرد جوان در گفت و گو با شادی خود را "بلیر" معرفی می کند و شادی نیز در جواب می گوید: "من اصلیت نیویورکی دارم و بستگانم در لس آنجلس هستند."
بلیر می پرسد: "آیا بین دو شهر خاص در ایران همچون شهرهای نیویورک و لس آنجلس در آمریکا رقابت و چشم و هم چشمی وجود دارد؟"
شادی از طریق مترجم به بلیر می فهماند که مایل به پاسخگویی نیست و بلیر نیز سئوال خود را عوض می کند و درباره فیلم های ایرانی سئوالاتی می پرسد.
یک مرد مسن بر روی خط یک می آید و ضمن معرفی خود خطاب به محمد در ایران می گوید: "آیا مایلید بوش را برایتان بفرستیم؟!"
محمد جواب می دهد: "وای! این بدترین چیزی است که می تواند رخ بدهد."
مرد مسن اصرار می کند: "لطفا او را بگیرید! وی (بوش) خیلی آدم مذهبی است."
محمد درباره احمدی نژاد می گوید: "با وی موافق نیستم اما با عملی که رییس دانشگاه کلمبیا صورت داد نیز مخالفم. شما یک مرد را دعوت می کنید و سپس به وی توهین می کنید؟"
منبع: مجله نیویورکر
 

 



تاريخ : | | نویسنده : etresobh |
رپورتاژ
دوره آموزشی سقف های کشسان و کفپوش های سه بعدی
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
حمل نخاله در تهران
جشن عروسی
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
دوربین مداربسته دیجی همکار
بهترین راه استفاده از خدمات لیزر
میز و صندلی تالاری
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
معرفی دینگ و ذکر تفاوت‌ها
روغن خراطین اصل
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
فروشگاه اسباب بازی بازیجو
کیسه پرکن

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول | آموزش کفپوش سه بعدی |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.